تبليغاتX
...:::::عشق یعنی:::::...
عشق

بگید مبارکه!

به من بگید مبارکه

به عشق خودم رسیدم

به خاطر همین اینقدر دیر کردم

از همتون عذر میخوام دوستان گلم

عید سعید غدیر رو به همتون تبریک میگم

و همچنین عید حضرت عیسی مسیح رو به همه تبریک میگم

عیدتون مبارک

 ۹روز دیگه تولد منه بیشابیش به من تبریک بگید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 2:3  توسط مریم خانوم | 

سلام

سلام به همه ی دوستان گلم که همیشه به یادم بودنو بهم یه سری میزدن!

ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم

امیدوارمکه منو ببخشید

رفتنم به ایران خیلی سریع شد و نتونستم سر بزنم

دوستدار همگیتون

مریم خانوم

التماس دعا

اینم از دوست گلم غروب عشق!

عشق يعني شب نيايش با خدا
تا طلوع صبح دلتنگي دعا

عشق يعني آه ديگر پشت آه
سوز دل را پرکشاندن تا به ماه

عشق يعني گريه هاي بي صدا
چشم خيس دختري دور از نگاه

عشق يعني لحظه هاي انتظار
دل به فردا بستن و روز بهار

عشق يعني بارش از ديده و ابر
بهر ديدار دوباره باز صبر

عشق يعني بهترين حس نياز
سوي تنها خالق هستي نماز

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 3:5  توسط مریم خانوم | 

سلام

سلام به همه ی دوستان گلم که همیشه به یادم بودنو بهم یه سری میزدن!

ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم

امیدوارمکه منو ببخشید

رفتنم به ایران خیلی سریع شد و نتونستم سر بزنم

دوستدار همگیتون

مریم خانوم

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 3:3  توسط مریم خانوم | 

Sungirls3.blogfa.com

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

بزار پروانه احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه

گریه کن
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

 

SuNgIrLs3.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 4:21  توسط مریم خانوم | 

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می‌زنه

همه غصه های دنیا توی سینه‌ی منه

توی قطره‌های بارون، میشکنه بغض صدام

دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام

پشت این پنجره میشینمُ آواز میخونم

منتظر واسه رسیدنت تو بارون می‌مونم

زیر بارون انتظار رنگ تازه‌ای داره

منم عاشق‌ترم انگار، وقتی بارون می‌باره

بعضی وقتا که میای سر روی شونم می‌زاری

تموم غصه‌ها رو از دل من بر می‌داری

اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره

وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره

غم میشینه تو حنجره

sungirls3.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 5:4  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستان عزیز

خوبید؟

امیدوارم حال همتون خوب باشه

من امشب نخوابیدم!

حالا مامانم میاد خفم میکنه!

توو اون یکی وبلاگ گفتم که کارنامه گرفتم!

امروز نمیدونستم چه شعری درج کنم

بعد گفتم اصلا امروز شعری درج نمیکنم

همونا رو بخونید(با کمال پر رویی)

خوب عزیزان منم براتون آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیتون میکنم

راستی امروز با یکی از معلمامون که امسال اولین سالش بود که اومد امارات و

من آخرین سالم بود و خیــــــــــــــــــلي دوستش داشتم

خداحافظي كردم

دوست داشتم محكم بغلش كنم ولي فقط با هم روبوسي كرديم

قربونش برم خيلي گله

اميدوارم اونم توو همه ي مراحل زندگيش موفق باشه و گل بمونه

تا حالا تجربه کردید که از بهترین دوستا و معلماتون جدا شید؟

خیلی احساس بدیه

خوب عزيزان برام دعا كنيد

تا آپ بعد

باااااااااااااااااااااااااااااااااااي بااااااااااااااااي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:7  توسط مریم خانوم | 

من میخوام قفل سکوتو بشکنم صدامو تا اوج ابرا ببرم

میخوام از باغ دلم شاخ گلی واسه آدمای عاشق ببرم

من میخوام تو دفتر نقاشی یام عکس ماهی رو تو دریا بکشم

واسه مرغ عشق توو دلم قفسی قد یه دنیا بکشم

من میخوااام بی رنگ بی رنگ بمونم از فراسوی دل تنگ بخونم

میخوام از عشق کبوتر و کلاغ  از وسال شیشه و سنگ بخونم

من میخوام قفل سکوتو بشکنم صدامو تا اوج ابرا ببرم

میخوام از باغ دلم شاخه گلی  واسه آدمای عاشق ببرم

من میخوام تو دفتر نقاشی یام عکس ماهی رو تو دریا بکشم

واسه مرغ عشق توو دلم قفسی قد یه دنیا بکشم

www.sungirls3.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 6:33  توسط مریم خانوم | 
عشق یعنی چادری با بوی یاس

عشق یعنی طاقت پهلوی یاس

عشق یعنی آتش افرخته

عشق یعنی درب نیمه سوخته

عشق یعنی چشم گریان فدک

عشق یعنی مرگ صدها قاصدک

عشق یعنی درد دل با گوش چاه

عشق یعنی اشک و نخلستان و ماه

عشق یعنی غربت هجران گل

تیر باران تن بی جان گل

عشق یعنی خیمه‌هایی بی عمود

عشق یعنی صورت سرخ و کبود

عشق یعنی هر نفس ذکر خدا

 پیچش عطر نیایش در فضا

با تشکر از دوست خوبم (یه عاشق)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:22  توسط مریم خانوم | 

عشق يعني گم شدن و پيداشدن
عشق يعني غرق در رويا شدن
عشق يعي آتشي به روي آب
عشق يعني خوش خيالي مثل خواب
عشق يعني حسرت ديدار تو
عشق يعني من شوم بيمار تو
عشق را مي توان يا اين گونه گفت
يا با زبان ساده تر اما درست
عشق يعني خلوت بي انتها
عشق يعني يک کلام بي صدا
عشق يعني من تو را مي خواستم
عشق يعني رفتي  و من باختم
عشق يعني مهرباني هاي تو
عشق يعني کشتي غرق در درياي تو شدن

www.sungirls3.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:35  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستانخوبید همگی؟

امروز نمیدونم چی شده؟

خیلی روز بدی بود

به چنتا عاشق که سر زدم(وبلاگ)دلاشون شکسته بود

دوتاشون از دوستای گلم هستن

نمیدونم چرا این روزا دنیا اینقدر بی معرفته

آخه چرا باید معشوقا همیشه از عاشقا بگذرن و دلشونو بشکنن؟

چرا اینقدر نا مردی میکنن

مگه اونا دل ندارن؟مگه به دلی که دوسشون داشته ایمان ندارن؟

آخه چرا باید طعم عشقو نچشن و یهویی بگن دیگه نمیخوامت؟

مگه نمیدونن که دل عاشقا چقدر نازکه؟

درک نمیکنن مگه؟ آهااااااااااااااااااااااااااااای بی معرفتای زمونه

ما نمیخوایم شما تو این دنیا باشین

وااای خدا

ازت میخوام که عاقبت منو عزیزم اینطور نباشه

خدایا ازت میخوام که ما رو همیشه و کنار هم بذاری و از هم دورمون نکنی

ازتــــــه دلم برا همه ی عاشقا آرزوی خوشبختی میکنم

خدايا ديگه نذار هيچ كس عاشق كسي كه دوستش نداره بشه

شما هم دعا كنيد

برا منم دعا كنيد به دعاي تك تك شما نياز دارم

باي تا آپ بعد

تقديم به دلشكستگان

تقديم به دلشكستگان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:29  توسط مریم خانوم | 

عشق يعني حسرت شبهاي گرم

 

 عشق يعني ياد يک روياي نرم

 

عشق يعني يک بيابان خاطره

 

عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 

عشق يعني گفتني با گوش کر

 

 عشق يعني ديدني با چشم کور

 

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

 

عشق يعني آخر خط بهشت

 

عشق يعني گم شدن در لحظه ها

 

عشق يعني آبي بي انتها

 

سالروز آزادی شهر عزیزم شهر خونرو به همه ی شما دوستان و خرمشهری های

عزیز

 

تبریک میگم

 

 

میدونم یه خورده دیر شد ولی نتونستم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 4:47  توسط مریم خانوم | 

sungirls3.blogfa.com

  لحظه ها رو با تو بودن

                      در نگاه تو شکفتن

                        حس عشق و در تو دیدن

                                       مثل رویای تو خــواب

                              با تو رفتن با تو موندن

                  مث قصه تو رو خوندن

         تا همیشه تو رو خواستن 

  مث تشنگی یه آب ه

 اگه چشمات من و میخواست

                   تو نگاه تــو میمردم

                                 اگه دستـات ماله من بود

                                         جــون به دستـات میسپردم

                                   اگه اسـم مو میخوندی

                      دیگه از یاد نمی بردم

             اگه با مـن تــو میموندی

  همه دنـیــا رو میبردم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 3:14  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستان

امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه

دوستان من برا یه مدت نمی آپم

آخه همتون میدونید که چه خبره

امتحانات و دردسر و از این حرفا

مرسی از همتون که به من لطف دارید و بهم سر میزنید

خوب پس همه ی شما رو به خدا می سپارم

برام دعا کنید

بای تا آپ بعد

محتاج دعـــــــــــــــــــــــــــــــــای همتون هستــــــــــــــــــــــم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:52  توسط مریم خانوم | 

دختری خوابیده در مهتاب

چون گل نیلوفری بر آب

خواب می بیند...

خواب می بیند که بیمارست دلدارش

می نشیند خسته دل در دامن مهتاب:

چون شکسته بادبان زورقی بر آب.

می کند اندیشه با خود :

از چه کوشیدم به آزارش؟

وز پشیمانی سرشکی گرم

می درخشد در نگاه چشم بیدارش

روز دیگر ،

باز چون دلداده می ماند به راه او،

روی می تابد ز دیدارش.

می گریزد از نگاه او

باز می کوشد به آزارش...

 

دختري تنها

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:54  توسط مریم خانوم | 

حسِ غريبي است دوست داشتن

و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستِ‌مان دارد ..

ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛

 

به بازيش مي‌گيريم .

هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر

هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم‌تر .

تقصير از ما نيست ؛

تماميِ قصه هايِ عاشقانه

اينگونه به گوشِ‌مان خوانده شده‌اند .

تصويرِ مجنونِ بيدل و فرهادِ کوه کن

نقش‌هايِ آشنايِ ذهنِ ماست .

و داستانِ حسرتِ به دل ماندن زُليخا به پند و اندرز ،

آويزهء گوشِ‌مان شده‌است .

يکديگر را مي‌آزاريم .

ياد گرفته‌ايم که معشوق هر چه غدارتر ، عاشق

 

شيداترست .

و عاشق هر چه خوارتر شود ، عشق افسانهء

 

ماندگارتري خواهد شد .

به شهوتِ تجربهء عشقي سوزان ،

آتشي به پا مي‌کنيم

و عاشق را در خرمنِ نامهرباني و بي‌اعتنايي به مسلخِ

جنونِ عشق مي‌فرستيم .

چه باک ؟!

هر چه بيشتر بسوزد ، خوشتر

شعله هايِ سرکشِ آتش سر مستِ مان مي‌کند .

عيشِ مان مدام و حالِ‌مان به کام :

وای چه خواستني ام من...!

هر چه زجرش مي‌دهم ‌، خم به ابرو نمي آورد !

هر چه نا مهربانم ، او پر مهرتر نگاهم مي‌کند !

چه دلبرانه بيدلش کرده‌ام .

ميرانمش ، با مهرِ افزون تري بسو يِ من باز مي‌گردد .

خوارش مي‌کنم ، او به زيباترينِ نامها مي‌خواندم .

بي‌وفايي مي‌کنم ، صبورانه ستايشم مي‌کند .

به بندش مي‌کشم ، پروازم مي‌دهد.

بيچاره ! چه بيدلانه دلبري‌ام را خريدار است...

بازي مي‌دهيم و به بازي مي‌‌گيريم

بازي مي‌کنيم و به بازي نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گيريم...

با گامهاي سُربيِ بيرحم ، از روي هيکل رنجورش رد

 

مي‌شويم و از صداي شکستنِ قلبش زيرِ پاشنه‌هاي

 

آهنين‌مان سرخوشانه لذت مي‌بريم...

 

غافلانه سرخوشيم

و عاجزانه ظالم ؛

و عاشق ، محکوم است به مدارا،

تا بينوا را جاني و دلي هنوز ، مانده باشد...

اگر جان داد ، شور عشق‌مان افسانه ديگري آفريده‌است.

اگر تاب نياورَد ، لياقتِ عشق‌مان را نداشته‌است.

و چه خوشتر که اين همه را تاب آورَد ،

بازيچهء هموارهء رامي‌ست ،خفتِ بازيِ عشق را.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:42  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستان عزیز

خوبید؟

امروز یعنی دیروز تولد عشقم بود

میخواستم این شعرو عکس رو تقدیمش کنم

آخه نمیتونم چیزی جز اینا تقدیمش کنم

چون ازم دوره

شما هم تولدشو تبریک بگید

ساعتها رو به روزها گره مي زنم و روزها رو به شبها مي بافم.
همه لحظات تنهائي ام رو تو صندوقچه خاطرات ميذارم و اونو مي بندم.
مي خوام خاطراتم رو هديه کنم به آينده، آينده رو هديه کنم به زندگي،
زندگي رو هديه کنم به عشق و عشق رو هديه کنم به« تـــو»!
و تو رو ...

آخه« تـــو» رو به کی میتونم هدیه کنم ؟

نه به هیچکس ....... !

« تـــو» رو میسپارمت دست اونی که خیلی بیشتر از من دوست داره
دوستت دارم و دوستم داشته باش شايد.......
آره اگر دوست داشتن گناهه پس من گناهکارترين بودم.
همه نهي کردن منو از اين عشق و دوري از عشقت رو مي خواستن.
ولي من واستادم . بدون پناه، بدون ياور.
دوست داشتم تو اولين قطرات اشکم رو درک مي کردي
اون چيزي رو که تو وجودم بود.
دوست داشتم تو تمام نا باوري ها و تمام بايدها و نبايد ها باور مي کردي

دردي رو که روزها ، گوشه اين دل پنهون کردم و

 

با تمومه خاموشيم بفهمي که تو دلم غوغايي برپاست

تقديم به تو كه عزيزتريني"تولدت مبارك عزيزم"

ميدونم كه ارزشت خـــــــــــيــــــــــلـــــــــــــي بيشتر از ايناس

ولي خيـــــــــــــــلي :::..دوستت دارم..:::

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:13  توسط مریم خانوم | 

 

عشق يعني رازقي ، يعني نسيم
عشق يعني مست گشتن از شميم
عشق يعني آفتاب بي غروب
عشق يعني آسمان ، يعني فروغ
عشق يعني آرزو ، يعني اميد
عشق يعني روشني ، يعني سپيد
عشق يعني غوطه خوردن بين موج
عشق يعني رد شدن از مرز اوج
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار
عشق يعني نغمه هاي هايده
عشق يعني رقص آب و آينه
عشق يعني عقل شد مدهوش تو
عشق يعني مست در آغوش تو
عشق يعني جامه را انداختن
عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر ، يعني انتظار
عشق يعني اشتياق و اضطراب
عشق يعني دلهره ، يعني شتاب
عشق يعني اشک ، يعني عاطفه
عشق يعني يادگاري ، خاطره
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي ، يعني سراب
عشق يعني خواستن ، له له زدن
عشق يعني سوختن ، پر پر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ
عشق يعني با "خدايا" ساختن
عشق يعني چون هميشه "باختن"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:24  توسط مریم خانوم | 

يک شبی با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت

خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت

در فرار شعرهايم يک شبی خواهم نشست

آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت

با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولی

قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت

من ندانستم بگويم عاشق چشمان پر مهر توام

بر دل ديوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 5:1  توسط مریم خانوم | 

ازم دوری نکن دلم می گیره نذار این لحظه ها رو غم بگیره

نذار این حس خوب با تو بودن توی دنیای من آسون بمیره

تو با دلتنگی من آشنایی تو که عاشق ترین عاشقایی

ازم دوری نکن منو نسوزون نمی دونی چقدر تلخه جدایی

ازم دوری نکن دوری عذابه بیا به من نگو که ناگزیری

تموم لحظه هامون مال هم بود نباید لحظه هاتو پس بگیری

تو که تو این روزا غرق غروری میگی بازم رسیده فصل دوری

میگی به ندیدن دل بریدن باید عادت کنم اما چه جوری

چرا با من دلت یکی نمیشه چرا؟ چرا این دلهره تموم نمیشه چرا

نگو تنهایی عاشق قشنگه نگو تنهام می ذاری تا همیشه

دلم برات تنگيده!!!!!

سلام دوستان

خوبيد؟

خواستم بگم كه اگه آهنگي رو كه گذاشتم اجرا نميشه لطفاٌ خبرم كنيد

منو ببخش"كامران و هومن"

خوب خيــــــــــلي ممنون از همگيتون

بااااي تا آپ بعد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:41  توسط مریم خانوم | 

 

        خیلی دلم گرفته!         

 

دارم از چشات ميخونم

باورش سخته هنوزم

تو نباشي توي شعرام

من ديگه از كي بخونم

حالا كه ميخوام بموني

شعر رفتنو ميخوني

قلب من عاشق ترينه

 اينو از چشام ميخوني

 

آخه دلم گرفته!

دست تو تو دست من بود

نميدونم كي تو رو ازم گرفت

نميدونم كه كدوم نگاه شووم

قصه ي جدايي رو برام نوشت

حالا كه ميخوام بموني

شعر رفتنو ميخوني

قلب من عاشق ترينه

اينو از چشام ميخوني

 

خيــــــــــــــــــــــــلي دلم گرفته!!

 

بازم دلم گرفته

چند روزيه كه رفتي

ميگي به خاطر من از عشقمون گذشتي

بمون بذار از اسمت يه شعر نو بسازم

نذار به جرم ديروز امروزمو ببازم

دارم ميميرم برات

نذار بيفتم به پات

مگه گناهم چي بود كه سرد شده اون نگات

به من يه فرصت بده تا دستاتو بگيرم

يا اينكه مال من شي يا پاي تو بميرم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 3:59  توسط مریم خانوم | 

يه پرنده تو قفس هر شب از آزادی ميخونه

آرزوش شده پريدن به هوای آشيونه

صبح تا شب از توی اون حصار دلگير

همه ی دنيا به چشمش دنيا تنگ و راه راهی ميمونه

چشای گرد و قشنگش پره از حرف نگفته

غصه تو دل کوچيکش خيلی وقته کرده لونه

هيچ کس و نداره حتی گوش کنه بغض صداش

هميشه تو حسرت يه اشنا يه همزبونه

يه روزی تخم و به اميد يه باغ شکفت و اومد

ولی ديد گياه عمرش زده تو قفس جوونه

خود سرنوشت نميدونه گناه اين بيچاره

چيه که هميشه بايد بی کس و تنها بمونه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:56  توسط مریم خانوم | 

بيـا كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو

 

بيا ببين كه در اين غم چه ناخوشـم بى تو

 

شب فـراق تو مينالـم اى پرى رخسار

 

چو روز گـردد گويـى در آتشـم بى تو

 

دمى تـو شربت وصلـم نداده‌اى جانـا

 

هـميشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو

 

اگر تو با من مسكيـن چنين كنـى جانا

 

دو پايـم از دو جهان نيـز دركشـم بى تو

 

پيـام دادم گفتـم بيا، خوشـم ميـدار

 

جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو

 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:27  توسط مریم خانوم | 

گريه کردم اشک بر دلم مرحم نشد 

 

 ناله کردم ذره اي از دردهايم کم نشد 

 

در گلستان بوي گل بسيار بوييدم ولي 

 

از هزاران گل گلي همچون توپيدا نشد

 

 

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن

به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و

زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 3:8  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستان

همتون خوبید؟  امیدوارم خوب خووووب باشید

من حالم خوب نیست

دلم تنگیدهبرااااااابگید من چیکار کنممن فقط با شما میتونم دردو دل کنم

شما هم درد دلاتونو به من بگیدتا یه خورده خودمو آروم کنم

دوستان تروخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا وبلاگاتونو بنويسيد وقتي نظر ميديد

يكي از دوستاي خوبم (بي خواب)تو نظرات اسم وبلاگشو مينوشت

ولي حالا هر موقع نظر ميده منو خوشحال ميكنه ولي اسم وبلاگشو نمينويسه

نميدونم چراا؟شايد يادش ميرهشما اگه ميشنا سيدش بهم بگيد تا من لينكش كنم

آخه خيلي بده كه بهش سر نزنممگه نــــــــــــــــــــــــــــه؟

مرسی از همتون

مرسی از نظراتتون

این پستو بخونیدمنظورم بعدیش!!

نظر يادتون نره!البته همراه با وبلاگاتون

باي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 3:0  توسط مریم خانوم | 

چه خوش باشد به هم عاشق بمانيمكلام عشق را لايق بمانيم

چه خوش باشد ز غم بيگانه گرديمبه شمع خوشدلي پروانه گرديم

كه ما همزاد نور و آفتابيمشب تاريك دل را ماهتابيم

چه خوش باشد به گمراهي نيفتيم
به دور از مهرباني ها نيفتيم

دلي كز مهرباني دور باشد
به رنگ سنگ خار و مور باشد

چنين دلبستگي او را نشايد 
كه كهنه پينه بر ديبا نسازد

چرا اينگونه از هم دور بمانيم
به راهي چاه و ما چون كور بمانيم

»بيا تا قدر يكديگر بدانيم
كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم«

بيا با يكدلي انديشه سازيم
بناي همدلي را ريشه سازيم

من وتو پيروان يك كتابيم
به قصد جان يكديگر نتازيم

بيا همراه هم پيمان ببنديم 
كه ما پيمانه ي جانان پسنديم

نه هجران وفراق وشور ومستي
نه اين پيغام وصل و مي پرستي

نه دنبال وفاي بي وفايان
نه بردنبال آبي در بيابان

كه چون اندر بيابان آب اگر بود
در آن از شادي وسبزي اثر بود

دلي كز عشق دارايي ندارد
به گاه هجر كارايي ندارد

عنانش دست هر ناكس سپارد
ويا شايد به شيدايي گمارد

ولي روزي به خاري دل بدوزد
كه ذره ذره جانش را بسوزد

چرا اين گونه از هم دور مانيم
به راهي چاه وما چون كور مانيم

بيا همراه هم غمها بكاهيم
براي عشق يك معنا بسازيم

بگو معناي عشق غير از همين است؟
زبعدش بي گمان غم در كمين است

بسي شبها كه من فرياد كردم
زدست غم سخن بر باد كردم

كه اي شبگرد شبهاي غم افزا
تو همراه غم من بر كش آوا

زبان عشق اينك سوت وكور است
كه در دنيا كمي كمبود نور است

ولي معناي عشق هم روشنايي است
براي درد بي درمان دوايي است

براي درد من خود يك دوايي است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 4:26  توسط مریم خانوم | 

تو اونجا و من اينجا

امان از درد دوري

من ماندم و روياها نه شوق و نه سروري

امان از درد دوري

دور از تو من ندارم

نه شور و نه غروري

آه اي خداي عالم تا كي غم صبوري

امان از درد دوري

هجرت اجباري اگه ازتو جدا كرده منو

خيال نكن كه لحظه اي عشقت رها كرده منو

همش به خود اميد ميدم به جسم دل نويد ميدم

ميگم تموم شد حادثه فصل رهايي ميرسه

امان،امان،امان از دست دوري

دور از تو ناله ي غمت در دل من شكفته

اشكام غمامو به همه،دونه به دونه گفته

خدا ميدونه بي تو من يه روز خوش نديدم

گريه كرده هركسي كه قصه امو شنيده

امان،امان،امان از درد دوري

 

خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:58  توسط مریم خانوم | 

این سایه ی غریب که در حال رفتن است

چیزی شبیه روح من است این ... نه ُ این من است

آری همان منی که از آغاز بودنش بود

آه این همان منی است که در دفتر زمان

با مشق های دلهره مشغول مردن است

این من که بر مزار خود اینگونه ناشکیب

از آنچه هست و نیست هوا خواه شیون است

از من مگیر آن نگهت را که روزهاست

تکلیف چشمهای تو با سایه روشن است

این من قبول کن که کسی جز تو نیست ُ آه

ای آشنای دور ! که نام تو بهترین است؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:4  توسط مریم خانوم | 

بده دستاتوبه من تا باورم شه پيشمي

ميدونم خوب ميدوني تار وپودوريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من

چرا من بگذرم از یه دوست خوبی مثل تو

تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم

ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم 

نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي

توي اين كابوس درد روياي مهربونمي      

ميدوني با تو پرم از شعر وستاره 

ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره

ميدوني در تو اين خدا بوده

كه تونسته گل عشقو بكاره

وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز

عشق تو تو لحظه هام حادثه سازو قصه ساز

به جون خودت كه بي تواز نفس سير ميشم

نمي دونم چي ميشه بدجوري گوشه گير ميشم

هر كجاي دنيا باشم با مني ودر مني

نگران حالو روزم بيشتر از خود مني

ميدوني با تو...........

 

مرسي دوست عزيزم"من عاشق"

باور كن خيلي از اين شعره خوشم اومد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 4:30  توسط مریم خانوم | 

ميميرم برات

 

ميميرم برات، نميدونستي ميميرم

 

 بي تو بدون چشات رفتي از برم نمي دونستي

 

كه دلم بسته به ساز صدات آرزومه كه نمي دونستي كه من ميميرم

 

برات، ميميرم برات عاشقم هنوز، نمي خواستي كه بموني و بسازي به ساز دلم

 

گفتي من ميرم، تو مي خواستي بري تا فرداها گل خوشگلم

 

برو راهي نيست تا فرداها ازآب و گلم ،

 

ازآب و گلم ، گل خوشگلم سفرت به خير،

 

 اگه ميري ا ز اينجا تك و تنها تا يه شهر دور برو كه رفتن

 

بدون ما ميرسه به يه دنيا نور ، به يه دنيا نور سفرت به خير،

 

 برو گر شكستي زمن ميتوني

 

 دوباره بسا ز از دلي شكسته نااميدوخسته تو  بازغرور ، تو  بازغرور

 

نميخوام بياي ، نميخوام ميون تاريكي من تو حروم

 

 بشي نميخوام ازت ، نميخوام مثل يه شمع

 

 بسوزي برام تو تموم بشي

 

بروتا بزرگي ميخوام

 

كه فقط آرزوم

 

 بشي

 

يادتــــــــــــــــــــه؟!!!

 

اين روز باروني رو..........!!!! يادته؟!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:53  توسط مریم خانوم | 

سلام دوستان

منو ببخشيد اگه اين دفعه خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي دير كردم آخه آخه

آخه عشقم پيشم بود نتونستم وبلاگو بروزش كنم

از همهي شما ممنونم كه توو اين مدت كه نبودم به من سر ميزديد

اميدوارم از اين آپه خوشتون بياد

راستـــــــــــــــــــــــــيبرام دعا كنيد توو مسابقات رتبه بيارم

اگه رتبه آوردم بهتون ميگم چه مسابقاتي

 راستي دوستان خيلي از شما اسم وبلاگاتونو ننوشتيد

البته اولا مينوشتيد

ولي حالا كه نمينويسيد حتي اون نظراتي كه اول به من داده بوديد هم پاك شدن

من نميدونم بايد چطور بيام به وبلاگاتون نظر بدمپليز دفعه هاي ديگه بنويسيد

كه ما شرمندتون نشيم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:30  توسط مریم خانوم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ميداني که طاقت دوري از تو را ندارم ولي جدايي با تو را دوست دارم. مي داني چرا؟ چون با اينکه جدايي از تو بسي برايم دشوار است ولي در عين حال دلپذير هم هست ، زيرا به خاطر تو دلتنگي به سراغم مي آيد . پس بدان که دل تنگي ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداري

نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
پیوندها
در انتظـــــار يـــــــار"وبلاگ جديد خودم"
شب مهتابی"تانيا"
عارف آرام
تنهاترين سردار عاشق
قلب يخي"باران"
عشق گمشده ي من"مهناز"
شب آفتابي"باران جان"
زيباترين عكس هاي دختران ايراني
اكليس
سارا جونم
من عاشق
گرافيك شغال"مهدي آقا"
......:::::هما جونم:::::.....
اسير جدايي"احمد آقا"
خاطرات شغال"مهدي آقا"
پيوند"عمو جعفر"
ايران جاويدان"احمد آقا"
خواهر ديوونم"رومينا"
عــــــــــــشق پاك"نگين جون"
بي خواب"مجيد آقا"
عزيزمه!!! بهترين دوستم
س.م.سايه
راز يار2 "مرجان جون"
به ياد او"امير آقا"
ميلاد عدليه"آقا ميلاد"
دوست عزيزم"فاطي بلا"
وبلاگ منو فاطي بلا(وب خاطرات كلاسمون)
شعر و درد و دلهاي"هيچ كس"
درياي دوستي"مجيد آقا"
----> تـیـــــــک تــــــاک(هـــــــــک و مجموعه ترفندها . نرم افزارهاي ياهو و موبايل )
من+تو=عشق"دينا جونم"
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

People think sky is blue but i think sky is black because i see sky in your eyes