![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
به عشق خودم رسیدم به خاطر همین اینقدر دیر کردم از همتون عذر میخوام دوستان گلم عید سعید غدیر رو به همتون تبریک میگم و همچنین عید حضرت عیسی مسیح رو به همه تبریک میگم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 2:3 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام سلام به همه ی دوستان گلم که همیشه به یادم بودنو بهم یه سری میزدن! ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم امیدوارمکه منو ببخشید رفتنم به ایران خیلی سریع شد و نتونستم سر بزنم دوستدار همگیتون مریم خانوم التماس دعا اینم از دوست گلم غروب عشق! عشق يعني شب نيايش با خدا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 3:5 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام سلام به همه ی دوستان گلم که همیشه به یادم بودنو بهم یه سری میزدن! ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم امیدوارمکه منو ببخشید رفتنم به ایران خیلی سریع شد و نتونستم سر بزنم دوستدار همگیتون مریم خانوم التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 3:3 توسط مریم خانوم |
|
|
گریه کن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 4:21 توسط مریم خانوم |
|
|
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه همه غصه های دنیا توی سینهی منه توی قطرههای بارون، میشکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام پشت این پنجره میشینمُ آواز میخونم منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم زیر بارون انتظار رنگ تازهای داره منم عاشقترم انگار، وقتی بارون میباره بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری تموم غصهها رو از دل من بر میداری اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره غم میشینه تو حنجره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم تیر 1386ساعت 5:4 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان عزیز خوبید؟ امیدوارم حال همتون خوب باشه من امشب نخوابیدم! حالا مامانم میاد خفم میکنه! توو اون یکی وبلاگ گفتم که کارنامه گرفتم! امروز نمیدونستم چه شعری درج کنم بعد گفتم اصلا امروز شعری درج نمیکنم همونا رو بخونید خوب عزیزان منم براتون آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیتون میکنم راستی امروز با یکی از معلمامون که امسال اولین سالش بود که اومد امارات و من آخرین سالم بود و خیــــــــــــــــــلي دوستش داشتم خداحافظي كردم دوست داشتم محكم بغلش كنم ولي فقط با هم روبوسي كرديم قربونش برم خيلي گله اميدوارم اونم توو همه ي مراحل زندگيش موفق باشه و گل بمونه تا حالا تجربه کردید که از بهترین دوستا و معلماتون جدا شید؟ خیلی احساس بدیه خوب عزيزان برام دعا كنيد تا آپ بعد باااااااااااااااااااااااااااااااااااي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:7 توسط مریم خانوم |
|
|
من میخوام قفل سکوتو بشکنم صدامو تا اوج ابرا ببرم میخوام از باغ دلم شاخ گلی واسه آدمای عاشق ببرم من میخوام تو دفتر نقاشی یام عکس ماهی رو تو دریا بکشم واسه مرغ عشق توو دلم قفسی قد یه دنیا بکشم من میخوااام بی رنگ بی رنگ بمونم از فراسوی دل تنگ بخونم میخوام از عشق کبوتر و کلاغ از وسال شیشه و سنگ بخونم من میخوام قفل سکوتو بشکنم صدامو تا اوج ابرا ببرم میخوام از باغ دلم شاخه گلی واسه آدمای عاشق ببرم من میخوام تو دفتر نقاشی یام عکس ماهی رو تو دریا بکشم واسه مرغ عشق توو دلم قفسی قد یه دنیا بکشم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 6:33 توسط مریم خانوم |
|
|
عشق یعنی چادری با بوی یاس
عشق یعنی طاقت پهلوی یاس عشق یعنی درب نیمه سوخته عشق یعنی مرگ صدها قاصدک عشق یعنی اشک و نخلستان و ماه تیر باران تن بی جان گل عشق یعنی صورت سرخ و کبود پیچش عطر نیایش در فضا با تشکر از دوست خوبم (یه عاشق) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:22 توسط مریم خانوم |
|
|
عشق يعني گم شدن و پيداشدن
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 20:35 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان امروز نمیدونم چی شده؟ خیلی روز بدی بود به چنتا عاشق که سر زدم(وبلاگ)دلاشون شکسته بود دوتاشون از دوستای گلم هستن نمیدونم چرا این روزا دنیا اینقدر بی معرفته آخه چرا باید معشوقا همیشه از عاشقا بگذرن و دلشونو بشکنن؟ چرا اینقدر نا مردی میکنن مگه اونا دل ندارن؟مگه به دلی که دوسشون داشته ایمان ندارن؟ آخه چرا باید طعم عشقو نچشن و یهویی بگن دیگه نمیخوامت؟ مگه نمیدونن که دل عاشقا چقدر نازکه؟ درک نمیکنن مگه؟ آهااااااااااااااااااااااااااااای بی معرفتای زمونه ما نمیخوایم شما تو این دنیا باشین وااای خدا ازت میخوام که عاقبت منو عزیزم اینطور نباشه خدایا ازت میخوام که ما رو همیشه و کنار هم بذاری و از هم دورمون نکنی ازتــــــه دلم برا همه ی عاشقا آرزوی خوشبختی میکنم خدايا ديگه نذار هيچ كس عاشق كسي كه دوستش نداره بشه شما هم دعا كنيد برا منم دعا كنيد به دعاي تك تك شما نياز دارم
باي تا آپ بعد تقديم به دلشكستگان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 3:29 توسط مریم خانوم |
|
|
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعني ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني آبي بي انتها
سالروز آزادی شهر عزیزم شهر خون عزیز
تبریک میگم
میدونم یه خورده دیر شد ولی نتونستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 4:47 توسط مریم خانوم |
|
|
لحظه ها رو با تو بودن در نگاه تو شکفتن حس عشق و در تو دیدن مثل رویای تو خــواب با تو رفتن با تو موندن مث قصه تو رو خوندن تا همیشه تو رو خواستن مث تشنگی یه آب ه اگه چشمات من و میخواست تو نگاه تــو میمردم اگه دستـات ماله من بود جــون به دستـات میسپردم اگه اسـم مو میخوندی دیگه از یاد نمی بردم اگه با مـن تــو میموندی همه دنـیــا رو میبردم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 3:14 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه دوستان من برا یه مدت نمی آپم آخه همتون میدونید که چه خبره امتحانات و دردسر و از این حرفا مرسی از همتون که به من لطف دارید و بهم سر میزنید خوب پس همه ی شما رو به خدا می سپارم برام دعا کنید بای تا آپ بعد محتاج دعـــــــــــــــــــ
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 8:52 توسط مریم خانوم |
|
|
دختری خوابیده در مهتاب چون گل نیلوفری بر آب خواب می بیند... خواب می بیند که بیمارست دلدارش چون شکسته بادبان زورقی بر آب. می درخشد در نگاه چشم بیدارش روی می تابد ز دیدارش. باز می کوشد به آزارش...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:54 توسط مریم خانوم |
|
|
حسِ غريبي است دوست داشتن
به بازيش ميگيريم . هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر آويزهء گوشِمان شدهاست .
شيداترست .
ماندگارتري خواهد شد . جنونِ عشق ميفرستيم .
ميشويم و از صداي شکستنِ قلبش زيرِ پاشنههاي
آهنينمان سرخوشانه لذت ميبريم...
غافلانه سرخوشيم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:42 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان عزیز خوبید؟ امروز یعنی دیروز تولد عشقم بود میخواستم این شعرو عکس رو تقدیمش کنم آخه نمیتونم چیزی جز اینا تقدیمش کنم چون ازم دوره شما هم تولدشو تبریک بگید
ساعتها رو به روزها گره مي زنم و روزها رو به شبها مي بافم. آخه« تـــو» رو به کی میتونم هدیه کنم ؟ نه به هیچکس ....... ! « تـــو» رو میسپارمت دست اونی که خیلی بیشتر از من دوست داره دردي رو که روزها ، گوشه اين دل پنهون کردم و
با تمومه خاموشيم بفهمي که تو دلم غوغايي برپاست
ميدونم كه ارزشت خـــــــــــيــــــــــلـــــــــــــي بيشتر از ايناس ولي خيـــــــــــــــلي :::..دوستت دارم..:::
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 4:13 توسط مریم خانوم |
|
|
عشق يعني رازقي ، يعني نسيم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:24 توسط مریم خانوم |
|
|
يک شبی با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت در فرار شعرهايم يک شبی خواهم نشست آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولی قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت من ندانستم بگويم عاشق چشمان پر مهر توام بر دل ديوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 5:1 توسط مریم خانوم |
|
|
ازم دوری نکن دلم می گیره نذار این لحظه ها رو غم بگیره نذار این حس خوب با تو بودن توی دنیای من آسون بمیره تو با دلتنگی من آشنایی تو که عاشق ترین عاشقایی ازم دوری نکن منو نسوزون نمی دونی چقدر تلخه جدایی ازم دوری نکن دوری عذابه بیا به من نگو که ناگزیری تموم لحظه هامون مال هم بود نباید لحظه هاتو پس بگیری تو که تو این روزا غرق غروری میگی بازم رسیده فصل دوری میگی به ندیدن دل بریدن باید عادت کنم اما چه جوری چرا با من دلت یکی نمیشه چرا؟ چرا این دلهره تموم نمیشه چرا نگو تنهایی عاشق قشنگه نگو تنهام می ذاری تا همیشه
سلام دوستان خوبيد؟ خواستم بگم كه اگه آهنگي رو كه گذاشتم اجرا نميشه لطفاٌ خبرم كنيد منو ببخش"كامران و هومن" خوب خيــــــــــلي ممنون از همگيتون بااااي تا آپ بعد |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:41 توسط مریم خانوم |
|
|
دارم از چشات ميخونم باورش سخته هنوزم تو نباشي توي شعرام من ديگه از كي بخونم حالا كه ميخوام بموني شعر رفتنو ميخوني قلب من عاشق ترينه اينو از چشام ميخوني
دست تو تو دست من بود نميدونم كي تو رو ازم گرفت نميدونم كه كدوم نگاه شووم قصه ي جدايي رو برام نوشت حالا كه ميخوام بموني شعر رفتنو ميخوني قلب من عاشق ترينه اينو از چشام ميخوني
خيــــــــــــــــــــــــلي دلم گرفته!! بازم دلم گرفته چند روزيه كه رفتي ميگي به خاطر من از عشقمون گذشتي بمون بذار از اسمت يه شعر نو بسازم نذار به جرم ديروز امروزمو ببازم دارم ميميرم برات نذار بيفتم به پات مگه گناهم چي بود كه سرد شده اون نگات به من يه فرصت بده تا دستاتو بگيرم يا اينكه مال من شي يا پاي تو بميرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 3:59 توسط مریم خانوم |
|
|
يه پرنده تو قفس هر شب از آزادی ميخونه آرزوش شده پريدن به هوای آشيونه صبح تا شب از توی اون حصار دلگير همه ی دنيا به چشمش دنيا تنگ و راه راهی ميمونه چشای گرد و قشنگش پره از حرف نگفته غصه تو دل کوچيکش خيلی وقته کرده لونه هيچ کس و نداره حتی گوش کنه بغض صداش هميشه تو حسرت يه اشنا يه همزبونه يه روزی تخم و به اميد يه باغ شکفت و اومد ولی ديد گياه عمرش زده تو قفس جوونه خود سرنوشت نميدونه گناه اين بيچاره چيه که هميشه بايد بی کس و تنها بمونه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:56 توسط مریم خانوم |
|
|
بيـا كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو بيا ببين كه در اين غم چه ناخوشـم بى تو شب فـراق تو مينالـم اى پرى رخسار چو روز گـردد گويـى در آتشـم بى تو دمى تـو شربت وصلـم ندادهاى جانـا هـميشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو اگر تو با من مسكيـن چنين كنـى جانا دو پايـم از دو جهان نيـز دركشـم بى تو پيـام دادم گفتـم بيا، خوشـم ميـدار جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو
دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:27 توسط مریم خانوم |
|
|
گريه کردم اشک بر دلم مرحم نشد
ناله کردم ذره اي از دردهايم کم نشد
در گلستان بوي گل بسيار بوييدم ولي
از هزاران گل گلي همچون توپيدا نشد
من عشق را در تو تو را در دل دل را در موقع تپیدن وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 3:8 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان همتون خوبید؟ امیدوارم خوب خووووب باشید من حالم خوب نیست دلم تنگیده شما هم درد دلاتونو به من بگید دوستان تروخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا يكي از دوستاي خوبم (بي خواب)تو نظرات اسم وبلاگشو مينوشت ولي حالا هر موقع نظر ميده منو خوشحال ميكنه ولي اسم وبلاگشو نمينويسه نميدونم چراا؟ آخه خيلي بده كه بهش سر نزنم مرسی از همتون مرسی از نظراتتون این پستو بخونید نظر يادتون نره!البته همراه با وبلاگاتون باي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 3:0 توسط مریم خانوم |
|
|
چه خوش باشد به هم عاشق بمانيم كه ما همزاد نور و آفتابيم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 4:26 توسط مریم خانوم |
|
|
تو اونجا و من اينجا امان از درد دوري من ماندم و روياها نه شوق و نه سروري امان از درد دوري دور از تو من ندارم نه شور و نه غروري آه اي خداي عالم تا كي غم صبوري امان از درد دوري هجرت اجباري اگه ازتو جدا كرده منو خيال نكن كه لحظه اي عشقت رها كرده منو همش به خود اميد ميدم به جسم دل نويد ميدم ميگم تموم شد حادثه فصل رهايي ميرسه امان،امان،امان از دست دوري دور از تو ناله ي غمت در دل من شكفته اشكام غمامو به همه،دونه به دونه گفته خدا ميدونه بي تو من يه روز خوش نديدم گريه كرده هركسي كه قصه امو شنيده امان،امان،امان از درد دوري
خیلی دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 4:58 توسط مریم خانوم |
|
|
این سایه ی غریب که در حال رفتن است چیزی شبیه روح من است این ... نه ُ این من است آری همان منی که از آغاز بودنش بود آه این همان منی است که در دفتر زمان با مشق های دلهره مشغول مردن است این من که بر مزار خود اینگونه ناشکیب از آنچه هست و نیست هوا خواه شیون است از من مگیر آن نگهت را که روزهاست تکلیف چشمهای تو با سایه روشن است این من قبول کن که کسی جز تو نیست ُ آه ای آشنای دور ! که نام تو بهترین است؟! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:4 توسط مریم خانوم |
|
|
بده دستاتوبه من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني تار وپودوريشمي تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده من چرا من بگذرم از یه دوست خوبی مثل تو تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي توي اين كابوس درد روياي مهربونمي ميدوني با تو پرم از شعر وستاره ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره ميدوني در تو اين خدا بوده كه تونسته گل عشقو بكاره وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز عشق تو تو لحظه هام حادثه سازو قصه ساز به جون خودت كه بي تواز نفس سير ميشم نمي دونم چي ميشه بدجوري گوشه گير ميشم هر كجاي دنيا باشم با مني ودر مني نگران حالو روزم بيشتر از خود مني ميدوني با تو...........
مرسي دوست عزيزم"من عاشق" باور كن خيلي از اين شعره خوشم اومد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 4:30 توسط مریم خانوم |
|
|
ميميرم برات ميميرم برات، نميدونستي ميميرم بي تو بدون چشات رفتي از برم نمي دونستي كه دلم بسته به ساز صدات آرزومه كه نمي دونستي كه من ميميرم برات، ميميرم برات عاشقم هنوز، نمي خواستي كه بموني و بسازي به ساز دلم گفتي من ميرم، تو مي خواستي بري تا فرداها گل خوشگلم
برو راهي نيست تا فرداها ازآب و گلم ، ازآب و گلم ، گل خوشگلم سفرت به خير،
اگه ميري ا ز اينجا تك و تنها تا يه شهر دور برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور ، به يه دنيا نور سفرت به خير،
برو گر شكستي زمن ميتوني دوباره بسا ز از دلي شكسته نااميدوخسته تو بازغرور ، تو بازغرور نميخوام بياي ، نميخوام ميون تاريكي من تو حروم بشي نميخوام ازت ، نميخوام مثل يه شمع بسوزي برام تو تموم بشي بروتا بزرگي ميخوام كه فقط آرزوم بشي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:53 توسط مریم خانوم |
|
|
سلام دوستان منو ببخشيد اگه اين دفعه خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلي دير كردم آخه آخه عشقم پيشم بود نتونستم وبلاگو بروزش كنم از همهي شما ممنونم كه توو اين مدت كه نبودم به من سر ميزديد اميدوارم از اين آپه خوشتون بياد راستـــــــــــــــــــــــــي اگه رتبه آوردم بهتون ميگم چه مسابقاتي راستي دوستان خيلي از شما اسم وبلاگاتونو ننوشتيد البته اولا مينوشتيد ولي حالا كه نمينويسيد حتي اون نظراتي كه اول به من داده بوديد هم پاك شدن من نميدونم بايد چطور بيام به وبلاگاتون نظر بدم كه ما شرمندتون نشيم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:30 توسط مریم خانوم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ميداني که طاقت دوري از تو را ندارم ولي جدايي با تو را دوست دارم. مي داني چرا؟ چون با اينکه جدايي از تو بسي برايم دشوار است ولي در عين حال دلپذير هم هست ، زيرا به خاطر تو دلتنگي به سراغم مي آيد . پس بدان که دل تنگي ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداري
|
|
RSS
|