سلام دوستان عزیز
خوبید؟
امروز یعنی دیروز تولد عشقم بود
میخواستم این شعرو عکس رو تقدیمش کنم
آخه نمیتونم چیزی جز اینا تقدیمش کنم
چون ازم دوره
شما هم تولدشو تبریک بگید








ساعتها رو به روزها گره مي زنم و روزها رو به شبها مي بافم.
همه لحظات تنهائي ام رو تو صندوقچه خاطرات ميذارم و اونو مي بندم.
مي خوام خاطراتم رو هديه کنم به آينده، آينده رو هديه کنم به زندگي،
زندگي رو هديه کنم به عشق و عشق رو هديه کنم به« تـــو»!
و تو رو ...
آخه« تـــو» رو به کی میتونم هدیه کنم ؟
نه به هیچکس ....... !
« تـــو» رو میسپارمت دست اونی که خیلی بیشتر از من دوست داره
دوستت دارم و دوستم داشته باش شايد.......
آره اگر دوست داشتن گناهه پس من گناهکارترين بودم.
همه نهي کردن منو از اين عشق و دوري از عشقت رو مي خواستن.
ولي من واستادم . بدون پناه، بدون ياور.
دوست داشتم تو اولين قطرات اشکم رو درک مي کردي
اون چيزي رو که تو وجودم بود.
دوست داشتم تو تمام نا باوري ها و تمام بايدها و نبايد ها باور مي کردي
دردي رو که روزها ، گوشه اين دل پنهون کردم و
با تمومه خاموشيم بفهمي که تو دلم غوغايي برپاست

ميدونم كه ارزشت خـــــــــــيــــــــــلـــــــــــــي بيشتر از ايناس
ولي خيـــــــــــــــلي :::..دوستت دارم..:::